تبليغاتX
سعادت در دوزخ - بیهوده است؟
دست نوشته های یک فراری
زوزه ی سگان خسته از رنج پرسه

در کوچه های خاکستری بگوش می رسد

حتی دیگر شهوت پاره کردن چندین گربه نیز ارضا کننده نیست.

چه تکراری

با خود فکر میکنند

چه تکراری، بیخود و بیهوده

که بعد از هر شب صبحی است

ولی بی فایده است.

چون این حقیقت از یادشان می رود

تقدیر این بود که ندانند

شاید روزی در گربه حلول کنند یا در خاک من

و بیادم این جملات را از سر گیرند.

چه تکراری،بیخود و بیهوده

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 2:58  توسط شیتیل  |